مبهم
مبهم
اسفند 1384
آرشیو

پودر سفید کننده دندان پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 5 اسفند ماه سال 1384
شعر ۲

دروغگو

گذشت روزگاری از اون لحظه ناب که معراج دل بود به درگاه مهتاب در اون درگه عشق چه محتاج نشستم تو هر شام مهتاب به پایت شکستم تو از این شکستن خبرداری یا نه هنوز شور عشقو به سر داری یا نه تو دونسته بودی، چه خوش باورم من شکفتی و گفتی، از عشق پرپرم من تا گفتم کی هستی، تو گفتی یه بی تاب تا گفتم دلت کو، تو گفتی که دریاب قسم خوردی بر ماه ، که عاشقترینی تو یک جمع عاشق ، تو صادقترینی همون لحظه ابری رخ ماهو آشفت به خود گفتم ای وای مبادا دروغ گفت

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم باشد که نباشیم و بدانند که بودیم

روزی که دلم پیشت گرو بود دستانم را فشوردی گفتی نرو

روزی که دلت پیش دیگری مایل شد کفشانم رو جفت کردی گفتی برو


جمعه 5 اسفند ماه سال 1384
شعر ۱

می گویند شیشه ها احساس ندارند

اما روی یک شیشه بخار گرفته ای نوشتم دوستت دارم

آرام گریست، شیشه پنجره را باران شست

اما چه کسی از دل من نقش تو را خواهد شست

تومثل اون کسی هستی که میره واسه همیشه

التماسش می کنی که بمونه و میگه نمی شه

مثل نـذز بـچه هـایـی ، مثل التـمـــاس گـلـدون

مثل ابتدای راهی ، مثل آینه ، مثل شمعدون

مثل قصه های زیبا پری از خواب های رنگی

حیفه که پیشم نمی مونن چشم های به این قشنگی

پُر نـازی مثل لـیلــی ، پُر شـعـری مثل نـیـمــا

دیدن تو رنگ مهره ، رفتن تو رنگ یــلدا

بـیا مثل اون کسـی شــو که یــه شب قــصـد سفر کرد

دیـد یـارش داره مـی میره مـوندشـو صرف نـظر کرد

اگر می دانی در این جهان کسی هست که با دیدنش

رنگ رخسارت تغییر می کند

وصدای قلبت آبرویت را به تاراج میبرد

مهم نیست که او مال تو باشد

مهم این است که فقط باشد

زندگی کند ، نفس بکشد و لذّت ببرد


یکشنبه 30 بهمن ماه سال 1384
بیخیال عنوان

دلم گرفت از آسمون هم از زمین هم از زمون

تو زندگیم چقدر غمه دلم گرفته از همه
ای روزگار لعنتی تلخه بهت هر چی بگم

من به زمین و آسمون دست رفاقت نمی دم

هیچ کسی نمیتونه به دلش یاد بده که نشکنه ولی من حداقل به دلم یاد دادم که اگه شکست دست کسی رو که دلم رو شکسته نبره .
زندگی به من آموخت که چگونه گریه کنم اما گریه به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم تو هم به من آموختی که چگونه دوستت بدارم اما به من نیاموختی که چگونه فراموشت کنم
.

سرنوشت، ننوشت
حالا که نوشت، بد نوشت
اما باور کن
سرنوشت را نمیتوان از سر نوشت

کاشکی این یه جمله یادمون نره آدمی چه خوب باشه چه بد مسافره

خدانگهدار تا بعد...

امید مبهم


   1      2    >>
تعداد بازدیدکنندگان : 2672


عناوین آخرین یادداشت ها
WAVE101.swf